جستجو

تاریخچه سونوگرافی (بخش پنجم)

تاریخچه سونوگرافی (بخش پنجم)
فروردین ۱۴, ۱۳۹۶

انرژی امواج فراصوت به طور گسترده ای در طب فیزیکی و توان بخشی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. جرون گرستن در دانگاه کلرادو در سال ۱۹۵۳ استفاده از امواج فراصوت در درمان بیماران مبتلا به آرتروز رماتیسمی گزارش کرده است. محققین دیگر مانند پیتر ولز در بریستول انگلستان، داگلاس گوردون در لندن و میشل ارسلان در پادووا ایتالیا از انرژی امواج فراصوت در درمان بیماری منیر استفاده کردند.

در سال ۱۹۴۰ ادعاهای فراوانی در برخی بخش ها در زمینه اثر امواج فراصوت به عنوان یک راه درمان همیشگی مطرح شده است، البته بیشتر این ادعاها فاقد شواهد علمی هستند. این شامل مواردی مانند درد مفاصل، زخم معده، اگزما، آسم، تیروتوکسیوز، بواسیر، تکرر ادرار، و حتی آنژین صدری، بدبینی، و حتی نگرانی از وجود بافت های مضر می شود، که نهایتا منجر به استفاده از سونوگرافی به عنوان راه تشخیصی در سال های بعد شد.

این موارد از لحاظ زمانی مصادف با سال هایی بود که از سونوگرافی به عنوان یک ابزار تشخیصی تجربی در طب استفاده شد. اچ جوهر و ودکایند در دانشگاه پزشکی کلن در آلمان در سال ۱۹۴۰ در مقاله خود امکان استفاده از امواج التراسونیک در کاربردهای تشخیصی را مورد بررسی قرار داد. آنها پیشنهاد کردند که این روش قادر به تشخیص تومورها، ترشحات،  و یا آبسه است. با این حال آنها قادر به انتشار نتایج قانع کننده از آزمایشات خود نبودند. کارل تئودوسیک، متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه وین  اتریش، در اواخر سال ۱۹۳۰ به عنوان پزشک اول شاغل به بررسی  سونوگرافی به عنوان یک روش تشخیصی در پزشکی شناخته شد.

دوسیک به همراه برادر خود فردریچ، برای تعیین موقعیت تومورهای مغزی و همچنین بطن مغزی به کمک اندازه گیری انتقال پرتوهای سونوگرافی از طریق جمجمه تلاش کردند. دوسیک نتایج آزمایشات اولیه خود را در یک مقاله در سال ۱۹۴۲ ارائه کرد و نتایج بیشتر نیز پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۷ ارائه کرد. آنها روش خود را با نام هایپرفونوگرافی معرفی کردند.

آنها از یک تکنیک انتقالی با دو مبدل قرار داده شده در دو طرف سر آن استفاده کردند و چیزی تولید کردند که آنها با نام ونتریکلوگرام و یا تصویر برداری اکو نامیدند که مربوط به تصویر بطن مغز بود. پالس های ۱/۰ ثانیه در ۲/۱ مگاهرتز تولید کردند. هم پوشانی به دست آمده از ترکیب تصاویر به دست آمده از بالای سر بیمار و نتایج برگرفته شده از مبدل ها بودند که به عنوان حساسیت به نور در مقاله ثبت شد. این تلاش اولیه در مفهوم تصویر برداری از یک عضو انسان بود. اگر چه دستگاه آنها با مبدل های نصب شده بر روی قطب ها و نرده های استادانه از لحاظ ظاهری مناسب بود، تصاویر تولید شده توسط آنها به صورت ردیف های دو بعدی و موزائیکی بودند. آنها همچنین استدلال کردند که اگر تصویر برداری از بطن مغز امکان پذیر بود، پس استفاده از آن تکنیک برای تشخیص تومورهای مغزی و البته با شدت کم امواج فراصوت امکان پذیر است و می توان از آن برای تجسم داخلی قسمت های بدن انسان استفاده کرد. با این وجود این تصاویری که دوسیک تولید کرده بود بعدا توسط گوتنر و با روش های مصنوعی در آزمایشگاه زیمنس آلمان در سال ۱۹۵۲ و محققان در دانشگاه MIT ساخته شد که در آن آزمایش ها بازتاب بیشتر از درون جمجمه نشان می دادند و اگوی ایجاد شده توسط آنها نسبت به الگوی میرایی دوسیک برتر بود. تحقیقات بر پایه تکنیک های انتقالی مشابه دیگر دنبال نشد و به اطلاعات به دست آمده توسط دوسیک و پژوهشگران MIT در این زمینه بسنده شد.

ارسال شده در سونوگرافی, مقالات توسط مرکز تصویربرداری دکتر شاکری | Tags: